ايةاللهی    

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  نویسندگان

مهدی رحمانیان

  آرشیو شده ها

فروردین ۸۸
شهریور ۸٧
آبان ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥

  بچه باحالها

گزارش مراسم هفتمين سالگرد حضرت اية الله آیت اللهی
ايت الله ايت اللهي (در سایتهای دیگر)۱

  آمار بازدید ها


  RSS 2.0  

 

  قسمتهایی از سخنان امام جمعه جهرم

 

از ولایت غفلت نکنید

مهدی رحمانیان

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

   

 

بزودی

شعری از آیت الله آیت الهی در وصف

مولای متقیان علی (ع)

مهدی رحمانیان

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

   

 

شب شام غریبان یادتان هست  

                                        

                                        نماز بر شهیدان یادتان هست 

طنین خطبه هایش یادتان هست

                                             

                                       ملیح خنده هایش یادتان هست

مهدی رحمانیان

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

   

 

مهدی رحمانیان

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  زندگي نامه آيت الله مجاهد حاج سيد حسين

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

زندگي نامه آيت الله مجاهد حاج سيد حسين

آيت اللهي

 

                               ******خانواده - تولد - تحصيل ********

حضرت آيت الله سيد حسين آيت اللهي ‍)ره) فرزند برومند مرجع فرزانه حضرت آيت الله العظمي سيد عبد المحمد آيت اللهي (ره)‌و نوه بزرگوار مرجع مجاهد،‌علامه جليل القدر حضرت آيت الله العظمي حاج سيد عبد الحسين نجفي (ره) و از سلسله جليل سادات موسوي است كه نسب ايشان از طريق امامزاده ركن الدين- مدفون در دزفول- به حضرت حمزه فرزند امام موسي بن جعفر (ع) - مدفون در ري -  مي رسد.

جد بزرگوار ايشان حضرت آيت الله العظمي حاج سيد عبد الحسين نجفي (ره)‌از شاگردان برجسته مرحوم ميرزاي شيرازي و داراي اجازه اجتهاد مرحوم ميرزا محمد حسن شيرازي- صاحب فتواي تنباكو- بودند ايشان در پاسخ به درخواست عده اي از بزرگان و مردم جنوب فارس به خصوص لارستان مبني بر اعزام يكي از علما از نجف جهت ارشاد و پيشوايي مردم در امور ديني و معنوي و رهبري آنان در راه جهاد با اشرار و ظلمه به خصوص دست نشاندگان استعمار انگليس، آيت الله العظمي نجفي (ره)‌را روانه لار نموده و خطاب به مردم مي فرمايند  « با بردن ايشان نجف را به لار مي بريد.» آن علامه مجاهد پس از سالها حضور فداكارانه در لار و مبارزه با ظلم و ستم خوانين و رهبري قيام مقدس مردم جنوب ايران برعليه استعمار روس و انگليس و تجهيز و تهييج سرداران دلاور چون رئيس علي دلواري، در پي اشغال لارستان توسط نيروهاي استعمار به سمت فيروز آباد و جهرم حركت كرده و پس از عمري جهاد و مبارزه و هدايت آگاهانه مردم در شهرستان جهرم دار فاني را وداع گفته وجنازه آن مرحوم در همين شهر دفن مي گردد.                                                        

پس از رحلت حضرت آيت الله العظمي سيد عبد الحيسن نجفي (ره) مرجعيت و زعامت مردم به عهده فرزند ايشان حضرت آيت الله العظمي سيد عبد المحمد آيت اللهي (ره)‌قرار مي گيرد و ايشان پس از فوت پدر به درخواست مردم لار عازم آن منطقه مي گردند. آن سالها كه دوره آغازين حكومت سياه پهلوي بود به علت مبارزه و قيام مسلحانه عليه حكومت، معظم له را دستگير كرده، تحت مراقبت قرار مي دهند و بي درنگ دستگاه حكومت خواهان اعدام ايشان مي گردد ولي توصيه هاي مكرر علما و مراجع عظام نجف و ارسال تلگرافهاي متعدد به تهران حكومت را از اين امر منصرف نموده و دستور تبعيد ايشان را به شيراز صادر مي كند در خلال همين مسافرت است كه در مردادماه سال 1310 در پي توقف كوتاهي در جهرم حضرت آيت الله سيد حسين آيت الله (‌ره) ديده به جهان گشوده و چند روز بعد به همراه اين كاروان كه به تبعيدي اسارت گونه مي رفت رهسپار شيراز مي شوند.

حضرت آيت الله حاج سيد حسين آيت اللهي (ره)‌دوران كودكي و نوجواني خود را با رنج سالهاي تبعيد پدر و غربت و تنهايي سپري نمود و در آغاز جواني به علت شوق وافر به تحصيل علم قدم در راه تحصيلات علوم ديني نهاد ايشان پس از طي مراحل مقدماتي در شيراز از محضر اساتيد بزرگواري چون آيت الله سيد محمد باقر آيت اللهي - معروف به حاج عالم - و آيت الله حاج سيد محمد كاظم آيت اللهي و حضرت آيت الله حاج شيخ ابوالحسن حدائق بهره بردند و در نهايت به محضر درس مرجع وارسته حضرت آيت الله العظمي شيخ بهاء الدين محلاتي راه يافته و دوره سطح را در حضور آن مرجع بزرگ به پايان رساندند. روح مبارزاتي و ظلم ستيزي ايشان باعث شد كه فرياد هميشه خروشان آن مجاهد شجاع بر عليه ابتذال و بي بند وباري حكومت پهلوي در همه جا طنين انداز شود و در محضر درس آيت الله محلاتي به عنوان يك طلبه مبارز و فريادگر معرفي گردد. تا اينكه به علت يك بيماري سخت مجبور به عزيمت به تهران جهت مداوا گرديدند و در آنجا در يكي از مدارس علوم ديني ساكن شدند.

آن سالها كه همزمان با قيام مقدس آيت الله كاشاني بود آيت الله آيت اللهي فرصت مناسبي يافتند تا به صف مبارزين عليه استعمار به رهبري آيت الله كاشاني بپيوندند ايشان بارها خاطرات شيرين حضور خودشان را در محضر آيت الله كاشاني و تحولات آن زمان باز گو مي نمودند و مي فرمودند: ( آنروز كه به تحريك استعمار، طرفداران مصدق بيت آيت الله كاشاني را سنگباران كردند بنده آنجا بودم و در اين تهاجم مجروح شدم. )

علاقه بسيار اين عالم بزرگ به علم و دانش، ايشان را براي ادامه تحصيل به شهر مقدس قم كشانيد و در آنجا از محضر اساتيد وارسته اي همچون آيت الله سلطاني طباطبايي و آيت الله علمائي استفاده نموده سپس به محضر درس مرجع كبير حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره)‌گام نهادند كه از تقريرات درس خارج حضرت آيت الله العظمي بروجردي كتاب طهارت، خمس و قضا را به رشته تحرير در آوردند. اما اوج شكوفايي علمي و معنوي ايشان گام نهادن در محضر درس مرشد و مراد خود حضرت آيت الله العظمي امام خميني (ره) است همسر مكرمه ايشان نقل مي كند « روزي آقا در حالي كه حالي متفاوت با روزهاي قبل داشتند و از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيدند به منزل آمدند و فرمودند امروز گمشده خود را در حوزه ها يافتم كسي كه مي تواند سالها تشنگي مرا سيراب كند او شخصي است به نام حاج آقا روح الله »

ميزان اشنايي آيت الله آيت اللهي با امام خميني و ارتباط معنوي با ايشان در قالب شش دفتر بعنوان تقريرات درس اصول و فقه كاملاً مشهود است معظم له همواره حضور چند ساله خود را در درس امام خميني (ره) بزرگترين افتخار قلمداد مي كردند.

                         ********هجرت به جهرم ********

در اوج سالهاي ظلم و بيداد حكومت پهلوي عده اي از مردم جهرم كه از ظلم دست نشاندگان دستگاه طاغوت به ستوه آمده بودند و پناهگاه خود را در يافتن انساني ظلم ستيز و وارسته جستجو مي كردند دست به دامان مرجعيت شده و از مرحوم آيت الله العظمي سيد عبد المحمد آيت اللهي (ره)‌كه در شيراز در تبعيد به سر مي بردند در خواست كردند كه فرزند خود حضرت آيت الله حاج سيد حسين آيت اللهي (ره) را جهت ارشاد و رهبري مردم به جهرم بفرستند.

آيت الله حاج سيد حسين آيت اللهي (ره) با توجه به اشتياق وافر به تحصيل علوم ديني بويژه محضر درس حضرت امام (ره) ابتدا عزيمت به جهرم را قبول نكردند ولي در يكي از ديدارها كه عده اي از اهالي جهرم به محضرشان رسيده و از ظلمهاي كه به مردم رفته سخن گفتند روح هدايت گر و نجات بخش ايشان سفر به جهرم را لازم دانسته و هجرت الي الله خود را آغاز نمودند.

پس از حضور در جهرم و انتخاب مسجد به عنوان پايگاه اصلي مبارزه، با همت و تلاش عده اي از مؤمنين مقدمات ساخت وساز حسينيه ي كوي علي پهلوان را در جهرم فراهم نموده و خود ايشان كلنگ اين بناي حسيني را به همراه عموي بزرگوارشان حضرت آيت الله سيد علي اكبر آيت اللهي (ره) به زمين زده و علي رغم ممانعت و فشار از طرف دستگاه حكومت با ايستادگي و شجاعت مركز اصلي ارشاد و رهبري خود را در حسينيه بر پا كردند در سال 1340 و پس از فوت حضرت آيت الله سيد علي اكبر آيت اللهي (ره) در جهرم كه مسئوليت اقامه نماز جمعه را پس از پدر و برادر ارشد خود بر عهده داشتند به درخواست مردم و موافقت حضرت آيت الله العظمي سيد عبد المحمد آيت اللهي (ره) در سنگر نماز جمعه قرار گرفته و با خطبه هاي آتشين و حماسي روح و جان مردم تشنه حقيقت و معرفت را سيراب كردند اولين نماز جمعه ايشان در مسجد امام حسين ( ع ) كه پايگاه مبارزاتي و ارشاد جد بزرگوار و عموي گرانقدرشان بود اقامه نموده و سپس به علت ازدحام جمعيت و كمبود فضا - مسجدي كه بعدها به نام مبارك امام خميني ناميده شد،‌انتقال يافت پس از پيروزي انقلاب و بر حسب حكم حضرت امام خميني (ره)‌مبني بر ادامه حضور ايشان در اين سنگر خطير و همت مردم خير در ساخت وساز مصلي بزرگ جمعه همواره نماز جمعه باشكوه هر چه تمامتر در اين مكان تا آخرين سال حياتشان ادامه يافت و‌

                 *****  همگام با نهضت امام خمینی*****

با آغازنهضت امام خميني (ره) در سال 1342 حضرت آيت الله آيت اللهي (‌ره)‌با شناخت و معرفتي كه نسبت به امام و مراد و مرشد خود داشت همگام با نهضت وي تا پيروزي انقلاب اسلامي ايران، جهرم را به يكي از كانونهاي گرم مبارزاتي انقلاب تبديل نمود و به علت ايراد سخنراني ها و افشاگريها و ترتيب دادن رهپيمايي، در سال 1342 ، سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) ايشان را دستگير و روانه زندان اوين كرد پس از چند ماه تحمل سختي و رنج وشكنجه مجدداً به جهرم مراجعت نمودند. آنمرد مجاهد كه درس ظلم ستيزي را از مكتب سرور آزادمردان جهان حضرت امام حسين (ع) آموخته بود بار ديگر به كانون مبارزاتي خود يعني حسينيه قدم نهاد و هرگز آرام ننشست و هميشه و در همه جا مدافع انقلاب واسلام و امام بود.

در سال 1352 در مراسم تدفين پدر بزرگوارشان اقدام به سخنراني كوبنده اي بر ضد رژيم نموده و مقلدان آنمرحوم را به تقليد از امام خميني (ره)‌توصيه نمودند. پس از اين سخنراني ايشان را دستگير و روانه زندان كردند و پس از بازگشت به جهرم و ادامه كار براي بار چندم در سالهاي 56 و 57 به علت حمايت از انقلاب و امام بار ديگر باز داشت و به زندان اوين انتقال داده،‌ايشان را بطور كلي ممنوع الملاقات نموده و حتي به خانواده معظمشان اعلام كردند كه نام او در ليست افراد اعدمي قرار دارد.

                     *******انقلاب اسلامي و تهاجمات *****

با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره)  و آغاز كينه توزي هاي استكبار عليه ملت مظلوم ايران و ايجاد مشكلات بر سر راه انقلاب حضور انسانهاي وارسته و آگاه به زمان در صحنه، عاملي بود كه مي توانست اين مشكلات را از سر راه بردارد.

پس از پيروزي انقلاب و با وجود توطئه هاي شوم دشمنان بخصوص منافقين در اكثر شهر هاي ايران، حضور مؤثر و هدايت گر حضرت آيت الله آيت اللهي (ره) در جهرم چون سدّي استوار مانع هرگونه رخنه و آشوب در صفوف آهنين اين ملت بود و با آغاز جنگ تحميلي، شهرستان جهرم با هدايت گري آن مجاهد خستگي ناپذير سهم عزيمي در دفاع از اين مكتب داشت.

پشتيباني وتداركات يك لشكر مستقل توسط مردم شهيد پرور جهرم به نام لشكر 33 المهدي (عج) در زمان جنگ و تقديم 1200 شهيد خود نشان اين ادعاست. چه كسي مي توانست خطابه هاي حماسي و رجز هاي دلاورانه آنمرد مبارز را بشنود و در مقابل تهاجم كفر و ظلم آرام بنشيند؟‌

آيت الله آيت اللهي (ره)‌باحضور مكرر در جبهه ها در كنار رزمندگان و در ميان سنگر هاي آنان به سربازان امام زمان (عج) روحيه مي دادند. حضور ايشان در جبهه ها نه تنها پشتيبان رزمندگان شهرستان جهرم و استان فارس بود بلكه با حضور در لشكرها و پادگانهاي گوناگون عامل تقويت روحي براي همه رزمندگان بود. حضور باصفاي ايشان در سنگر رزمندگان علي رغم وجود امكاناتي كه براي ائمه جمعه براي اسكان و پذيرايي در شهر اهواز مهيا بود ، مؤيد روحيه شهادت طلبي و مجاهدت و دلاوري آنمرد بزرگ است.

حضور وي در تشيح جنازه همه شهداي شهرستان جهرم، اقامه نماز مستقل بر هركدام از جنازه هاي پاك ومطهر آنان، شركت در مجالس يادبود آن عزيزان تسلي دادن به باز ماندگانشان و روحيه دادن به آحاد مردم را كمتر كسي مي تواند فراموش كند.

                    *****مردم داري و حمايت از آنان *********

هر كس كه كمترين آشنايي با دوران حيات با بركت و مقدس آيت الله آيت اللهي (ره)‌داشته باشد اذعان دارد كه وي مردي بود كه زندگي خود را وقف مردم بخصوص توده محروم و زجر كشيده كرده بود و هميشه خانه ايشان مامن و ملجا انسانهاي دردمند و زجر كشيده اي بود كه حل مشكلات خود را در مراجعه به اين بيت شريف مي دانستند . روحيه خدمت گذاري به مردم در ايشان در حد اعلي نمايان بود و علي رغم وجود مشكلات مختلف و تدريس علوم ديني به شاگردانشان اكثر اوقات شريفشان را صرف رتق وفتق امور مردم مي نمودند. غيرت و هميت و مهرباني او اين اميد را در دل مردم زنده مي كرد كه اين بيت، خانه اميد مستمندان و محرومان است. ايشان به تنهايي تعداد زيادي از خانواده هاي بي سر پرست و تهي دست را تحت پوشش خود داشتند. دغدغه خاطر هميشگي او مردم و رفع مشكلات آنان بود. قست عمده خطبه هاي نماز جمعه ايشان به بازگو كردن مشكلات مردم و محرومين و توصيه به مسئولين جهت رسيدگي به آنان مي گذشت.

                         *******زهد و ساده زيستي ***********

از صفات برجسته و بارز آيت الله آيت اللهي (ره) اين بود كه همانند توده مردم حتي پايين تر از آنها زندگي مي كرد ايشان از ابتداي حضور در جهرم در منزلي استيجاري بسر مي بردند سپس منزل محقري را تهيه نموده و تا آخر عمر در همان منزل با سادگي تمام زندگي كردند پس از پيروزي انقلاب ابتدا به دستور صريح حضرت امام (ره)‌خانه اي بزرگ براي ايشان بنا شد تا بهتر بتوانند به امور رسيدگي كنند اما ايشان با كمال بزرگواري وسخاوت، اين خانه را تقديم به نيروي مقاومت بسيج كردند. بار ديگر از طرف يكي از مؤمنين جهرم منزلي مسكوني و نوساز به عنوان وجوهات شرعيه تقديم به ايشان شد اما معظم له با آينده نگري و دور انديشي و با اجازه حضرت امام (ره) اين منزل را وقف بر مدرسه علميه نمودند تا طلاب عزيز در آن مكان مشغول تحصيل شوند وضع زندگي ساده او بيش از هر چيز براي همگان آموزنده بود. اتاق محقر ايشان كه هم محل مطالعه و تدريس، هم اتاق مراجعات مردم،‌هم اتاق پذيرايي از ميهمانان و اتاق استراحت ايشان نيز بود امروز تدايي كننده خاطرات زيادي براي مشتاقاني است كه براي تسلي خاطر خود به زيارت جاي خالي او مي روند.

ايشان هميشه مي فرمودنند: ((من حيا مي كنم از اينكه مردمي  به ديدار من بيايند كه عموم آنها محروم و مستضعف هستند و مرا بر روي فرش ببينند بگذار حد اقل ساده زيستن من تسكيني بر دردهاي آنان باشد)) و تا پايان عمر اجازه ندادند كه در اتاقشان فرشهاي جديد و معمولي گسترده شود.

                   ******هدايت و ارشاد ديني و معنوي********

مردم جهرم كه مفتخر به دريافت نشان دار المؤمنين از طرف مقام معظم رهبري گشته اند عمده افتخارات خود را مرهون زحمات خستگي ناپذير اين مجاهد كبير هستند، عشق و علاقه او به هدايت مردم وي را انساني بي همتا در عرصه تبليغ و ارشاد معرفي مي كرد. بيان بليغ ومنطق رساي او همه را مجذوب خود مي كرد احاطه به علوم و متون روايي و ديني حفظ اكثر خطبه هاي نهج البلاغه و چندين جزء از قرآن كريم مبين هوش و استعداد ايشان ومقام رفيع علمي آن عالم بود كه تربيت يافته مراجع بزرگي چون امام خميني (ره) وآيت الله العظمي بروجردي (ره) بودند.

حضرت آيت الله آيت اللهي در طول عمر پر بركتشان همواره مبلغ دين و شارح كبير نهج البلاغه و قرآن و معلم بزرگ مكتب ولايت علوي بودند حضور پرشور 44 ساله در شهرستان جهرم و تبليغ ركن اساسي دين و مكتب يعني ولايت اهل بيت عصمت و طهارت الي الخصوص ارادت عاشقانه به ساحت مقدس امام امير المؤمنين(ع) و تاكيد او بر برپايي و اقامه مجاس عزاداري حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و بنيان گذاري جشنهاي باشكوه نيمه شعبان همگي از زحمات بي دريغ آن مرد است در طول اين مدت طولاني در همه سخنراني ها كه متاسفانه قسمت اندكي از آن ضبط و نگه داري شده است با تكيه بر مساله حقانيت تشيع و ولايت اهل بيت (ع) و استدلاهاي منتقي و محكم روح تشنه مردم را با آب حيات ولايت سيراب نمودند.

ايشان در طول 18 سال در شبهاي ماه مبارك رمضان زيارت جامعه كبيره را تفسير نموده و مي فرمودند كه اين زيارت « دايرة المعارف شيعه » است.

امروزه شكوه و عظمت مراسم عاشوراي حسيني، جشنهاي نيمه شعبان و غدير سنت حسينه و يادگار آن مرد عاشورايي است كه در روزهاي گرم عاشورا با پاهاي برهنه پيشاپيش دسته جات عزاداري حركت مي كرد و چون ستاره اي دنباله دار هزاران عاشق دلسوخته را به دنبال خود مي كشيد.

                     *****تاسيس و اداره مدرسه علميه *******

حضرت آيت الله آيت اللهي (ره) با وجود مشغله هاي فراوان پس از پيروزي انقلاب با روح سرشار از علم و معرفت بنا ي مقدس مدرسه علميه امام خميني (ره) بنيان نهادند و با وقف خانه اي كه به خودشان تقديم شده بود به عنوان ساختمان مدرسه علميه خدمت بزرگي در راه گسترش و تبليغ اسلام انجام داده و در حالي كه شهر جهرم در جهت اداره مدرسه با كمبود شديد امكانات مواجه بود معظم له با ايثار و فداكاري شخصاً مدرسه را اداره كردند و هر روز در آن مدرسه تدريس مي نمودند اين مهم بيان گر ميزان عشق و علاقه ايشان به علم و معرفت بود. امروزه طلاب پرورش يافته دست ايشان از جهات مختلف در رتبه بالايي قرار دارد و يكي از شاگردان برجسته ايشان با اجازه خودشان از سنگر مستحكم نماز جمعه با شايستگي تمام مراقبت مي نمايد.

                      ****************نبوغ و استعداد ******

همه كساني كه با حضرت آيت الله آيت اللهي (ره) در يك دوره به تحصيل مشغول بودند بر اين نكته اذعان دارند كه نبوغ ايشان در كسب علم و دانش و تلاش و كوشش ايشان در تحصيل علم، در حد اعلي بوده است يكي از استادان ايشان كه هم اكنون در قم زندگي مي كنند مي فرمايند: « من در طول زندگي كه بيش از چهل سال به تدريس در حوزه علميه قم مشغول بودم كسي را به اين نبوغ واستعداد نيافتم ايشان داراي استعدادي ژرف در علوم عقلي و نقلي بودند. »

                       ***********تولي و تبري*************

يكي از توصيه هاي هميشگي آيت الله آيت اللهي (ره) ملازم دانستن تولي و تبري بود ايشان به مسداق حديث شريف « هل الايمان الا الحب و البغض » محبت اهل بيت عصمت و طهارت (ع) را با دشمني با دشمنان آنان همراه مي دانستند در وصيت نامه خودشان هر جا كه از محبت اهل بيت سخن مي گويند بلافاصله مسئله تبري را مطرح مي نمايند ايشان معتقد بودند جدا كردن اين دو اصل مهم به ساحت مقدس اهل بيت (ع)‌ضربه مي زند و تنها در صورتي كه هر فردي اين دو را دارا باشد او را در مسير قرب به اهل بيت قرار مي دهد

                                 **********خانواده ******

حضرت آيت الله سيد حسين آيت اللهي (ره) در سال 1336 با دختر عم خود، دختر خضرت آيت الله سيد محمد حسن نسابه در جهرم ازدواج كردند كه حاصل اين ازدواج شش فرزند (چهار دختر و دو پسر) مي باشد ايشان در وصيت نامه خصوصي خود براي فرزندانشان توضيح مي دهند و تاكيد مي كنند كه اگر همياري و همكاري همسرم نبود هرگز موفق به اين امور نمي شدم و اگر استواري وصلابت وفداكاريهاي او در دوران مبارزه و زندان نبود هرگز نمي توانستم چنين قاطعانه در برابر حكومت طاغوت بايستم.

                         *************آثار علمي **********

آنچه بيش از هر چيز از مرحوم آيت الله آيت اللهي (ره) به يادگار مانده است نوارهاي سخنراني هدايت گرانه در طول سالهاي مجاهدت وبحث و ارشاد در قالب تقريباً 1500 نوار مي باشد كه همگي در مسير هدايت و آگاهي مردم و همايت از اهل بيت عصمت و طهارت بوده است از جمله آثار علمي به جا مانده از ايشان يك دفتر از تقريرات درس خارج فقه در محضر آيت الله العظمي بروجردي و شش دفتر از تقريرات دروس فقه و اصول امام خميني و دفاتر متادد در مورد يادداشت برداري در بحث زيارت جامع كبيره و كتاب چهل حديث در فضيلت مولاي متقيان امام امير المؤمنين علي (ع) مي باشد.

                             ************حياط طيبه ***********

حضرت آيت الله سيد حسين آيت اللهي (ره) پس از عمري تلاش و مجاهدت وتحمل رنج و زحمت طاقت فرسا در امر تبليغ دين و مكتي حقه جعفري و پس از سالها مبارزه با نفس و جهاد در سحر گاه نوزدهم ماه شوال در ايام شهادت رئيس مذهب شيعه حضرت امام جعفر صادق (ع) مطابق با بيست وپنجم دي ماه هزار و سي صد و هفتاد و نه(1379 )مقارن با اذان صبح به ديدار مبعود شتافت و جان مالامال از عشق و ارادت مردم را در داغ هجران گداخت.

روحش شاد وچراغ راهش هميشه روشن باد./

مهدی رحمانیان

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

   

 

مهدی رحمانیان

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

   

 

 

چقدر خالي و سبز است جايتان آقا

مهدی رحمانیان

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

   

 

زندان سال 42

اين خاطره را از زبان خود آقا نقل مي كنم كه مربوط به زندان سال 42 ايشان مي باشد .

حضرت آقا تعريف مي كردند كه سال 42 كه من را گرفتند بعد از 6 الي 7 ماه در زندان اوين بودم و مي خواستند مرا آزاد كنند ، رئيس ساواك تهران آمد  و  يك كيف گذاشت جلو من  و  به من گفت : (( شما الان مي خواهي بروي به شهرتون مقداري هديه است از طرف ما و چون مي خواهي  بروي  پيش زن  و  بچه ات مقداري هديه بخر و  ببر براي زن و بچه ات . ايشان در ساك را باز كردند و مبلغ صد هزار تومان بود . در اين حال من به رئيس ساواك گفتم كه قبول نمي كنم او به من گفت : چرا ؟ و من جوابش دادم كه ما سيديم و صدقه بر سادات حرام است .

رئيس ساواك گفت : اين هديه اعلي حضرت است و در جوابشان گفتم به اعلي حضرت بگوييد خودش به اين محتاج تر است .

در حالي كه من حتي براي برگشت به جهرم پول نداشتم چون مرا با جيب خالي گرفته بودند . آمدم داخل خيابان ، سربازي جلو من آمد و اهل جهرم بود ، من را شناخت و جوياي حالم شد ، گفتم زندان بودم و دارم به جهرم مي روم . از او سوال كردم آيا پولي دارد كه به من قرض دهد و وقتي به جهرم آمد به او برگردانم و پول      برگشتنم به جهرم را از يك سرباز قرض نمودم .                                 سيد علي آيت اللهي

مهدی رحمانیان

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

   

 
 

پدر بود

روزي سر درس اين حديث را از قول پيامبر اكرم (ص) خواندند :

((انا و علي ابوا هذه الامه  : من و علي پدران اين امتيم )).

حضرت آقا فرمودند كه پيغمبر و اميرالامومنين (ع) براي اين ملت پدري كردند و براي مردم مانند يك پدر دلسوزي كردند و پدري كردند و رو به ما كردند و گفتند : ما هم كه مي گوييم لباس پيامبر را پوشيده ايم بايد براي مردم پدري كنيم نه رياست . ما براي كوچكهاي جامعه ، غم تربيت مي خوريم و براي بزرگان جامعه ، غم سامان دهي آنها . سعي كنيد زندگيتان براي مردم پدرانه باشد .

مهدی رحمانیان

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

   

 
 

تميز بودن آقا 

حضرت آقا يك بخاري داشت كه خيلي تميز بود ، وقتي به آن نگاه مي كرديم ، فكر مي كرديم كه سال گذشته خريداري شده است .( اين بخاري بيش از 30 سال عمر داشت ) . 

زمستان بود . حضرت آقا مي خواست براي سخنراني به سپاه برود به ما فرمود : اگر مي آييد با ما بيا . آقا لامپ اتاق را خاموش كرد و من هم خواستم بخاري را خاموش كنم ، بخاري را بردم بالا تا آن را خاموش كنم . حضرت آقا فرمود : چه كار مي خواهي بكني ؟ گفتم بخاري را مي خواهم خاموش كنم . فرمود : بخاري را كه اينطور خاموش نمي كنند . گفتم : ما معمولا همين طور بخاري را خاموش مي كنيم . فرمودند : صبر كن تا يادت بدهم و آقا يك قسمت از عبا را گرفتند و روي سر بخاري زدند ، بخاري خاموش شد و بعد با شوخي به ما فرمودند : (( مجالسه العلما زياده بالعقل )) 

مهدی رحمانیان

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

سایت آپلود بهترین عکسها و تصاویر